تبليغاتX
خاطرات من - یه پست واسه دوستم!!!!! خدا رحم کنه

خاطرات من

THE LAST ERROR IN WORLD

من حنا رو دوست دارم.

 


اينو امروز تو وبلاگم ديدم،ميدونم کی اينو گذاشته اما ميخوام خودمو به نفهمی بزنم چون نميخوام به يه توهم فکر کنم،نميخوام يه بار ديگه به خاطر يه نفر جديد از تصميمام بگذرم.فقط يه آرزو دارم اونم اينه که کسی که اينو نوشته فقط قصدش شوخی بوده باشه چون نميخوام حنا يه روزی فکر کنه واسم ارزش داره.نميگم واسم بی ارزشه چون هم خودش هم خيليا ميدونن خيلی دوسش دارم.اينم ميدونن که من با خيليا بد تا کردم اما خب اون يه جورايی پارتيش کلفت بود اما ميخوام همه چيز از يادش رفته باشه چون دوباره نميخوام بشينم واسش توضيح بدم که چرا من بدم،چرا من به دردش نميخورم چون نميخوام حتی يه لحظه هم فکر کنه که من دوسش دارم،چون به نفع اون نيس که بخواد يه لحظه هم به من فکر کنه.
نميدونم پارسال چه کسی اون دروغا رو پشت سر من بهش گفت اما خب ميدونم که زود فهميد که همش دروغ بود اما از اينم خوشم اومد که مثه آدمای ضايع نيومد سریع بگه محمد من معذرت ميخوام.شايدم نفهميد که اشتباه کرده چون اون دروغا اصلاً به من نمیومد.نميدونم کی اون حرفا رو زد اما خوب کاری کرد چون باعث شد به خاطر جاه طلبی خودش يه دختر پاکتر بمونه.يادمه روزی که اون حرفو به من زد يه لحظه يخ کردم که چرا اون اين حرفو زده اما زود فهميدم که يه دختر چون منو......خب باشه اينبار از سانسور خبری نيس آره چون منو دوس داشت و فکر ميکرد اين رقيبشه اون حرفو به اون زد اما بازم واسم بی اهميت بود چون من اون موقعها پاک بودم اصلاً ولش کنين نميخوام يادم بياد.اما دوست دارم و هميشه از خدا ميخوام که اين که حنا منو دوست داره يه توهم باشه چون نميخوام هيچوقت به اون بگم با اينکه خيلی دوسش دارم اما نميشه،چون نميخوام يه روزی پشيمون شه چون اونقدر دوسش دارم که نميخوام يه روزی از اين ناراحت شه که چرا حتی يه لحظه ذهنش به من مشغول بوده،آره از خدامه که اينا توهم بقيه باشه.
اين نوشته هم واسه اين پاک نکردم چون قسم خوردم اگه کسی تونست اين تو چيزی بنويسه هیچوقت پاک نکنم.مثه فحشايی که يه سریا نوشته بودن يا اون حرفايی که يه سری از دخترای دانشگاه نوشتن آره اينا واسم مهم نيس چون چيزايی که واسم مهم بودن همشون از بين رفته اين چند تا چيزی هم که واسم مونده ديگه نميخوام بهشون فکر کنم چون خيلی سخته فکر کردن به بعضی چيزا.من رو قسمم موندم و اينم قسم ميخورم که اين من نبودم که اينو گفتم اما ميخوام که خيلی چيزا فقط توهم بوده باشن چون اگه راست باشه......خب راسته ديگه.
پ.ن:شايد بعضی بگن تو بايد اينجا قسمتو ميشکستی.اما نه من قسممو نميشکنم بعدشم حرف بدی نزدم که بخواد اشکال شرعی يا هر چيز ديگه ای باشه.
پ.ن:کسی که اينو نوشت وقتی اينو نوشت،به اين فکر نکرد که من هيچی رو پاک نميکنم اما اينم بدونه که اين کارش خيلی بد بود چون شايد من به خاطر اين يه حرفش تو کلی مشکل بيافتم ولی به جهنم تقصير خودمه که اين اشتباهو کردم پس به درک.
پ.ن:من هميشه از توهم متنفرم.اما خب اينجا خيلی دوست دارم يه توهم باشه چون دوست داشتن اصلاً بازيچه نيس و منم هيچوقت دوست ندارم با احساسات يه نفر بازی کنم،پس خدا کنه اون هميشه ازم متنفر باشه تا من حداقل يه جا وجدانم اروم بمونه.
پ.ن:بعضی وقتا ميگم تقصير خودمه که بعضيا اين کارارو ميکنن اما خب هميشه تقصير من نبوده چون خيلی وقتا اين خبر رسيده که سوتی از طرف ديگه ای بوده نه من .اون وقته که من هم بی تقصيرم هم مقصر چون دوست داشتن که منطق نداره پس اصلاً به درک همه چيز پای من.من جور اين حرفو ميکشم گرچه شايدم از خدام بود که يکی اين حرفو بزنه اما نه من از خدام هست که يه توهم باشه دوست داشتنم.
پ.ن:خب اصلا به درک که چی میشه من که از همه دنیا بریدم پس بزار این اخرین حرفامو از ته دل بگم اره همه درست فهمیدین من حنا رو خیلی دوس دارم اما دوست داشتن یه طرفه نیس پس منتظر میمونم تا اون راحتم کنه یعنی بگه دوسم نداره چون سیلیش بیشتر از نگاه مهربونش ارومم میکنه پس به درک تهش میگه ازت متنفرم اما اینو بدون که من تورو دوس دارم.
پ.ن:اميدوارم که ديگه کسی از اينجور حرفا نذاره تو وبلاگم چون موندنی هستن خب پس چيکارش ميشه کرد ديگه  بزار بمونه.اما من قول دادم سانسور نکنم و اينکه کامل بنويسم خب اينبار يکی نوشت من تفسيرشو نوشتم.اما نظردهی مشروطه چون ممکنه يکی بخواد پيغامشو يواشکی بده واسه همين نميشه همشونو همه ببينن.

لينك مطلب  توسط Last Survivor  |